دوشنبه 2 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 01:54 ق.ظ

بله!

عرضم به حضورتان اینکه تنها انگیزه  نوشتن اونم الان و این موقع شب این بود که  داشتم توی اتاق راه میرفتم ٬ ناگهان موجودی به قد و قواره  الاغ وحشی مقابلم ظاهر شد!!   طبق سنوات پیشین این  خوف به ذهنم  وارد  گشت که   :  وااااای! سوسک!  

  اما  برای اولین بار قرار را بر فرار  ترجیح داده  و به موجود با دقت خیره شدم!  دیدم عنکبوته بابا!!!!!

الان بسی خرسند هستم از اینکه اولاً شجاعت پیشه کرده ام!  ودیگر آنکه  در منزلمان  موجودات دیگری به جز سوسک هم پیدا میشود!!!!   باغ وحشی حیرت آور  زیر پا داریم و   در سکوت نشسته ایم و به هیچ یک از سازمانهای حفاظت از حیات وحش اعلام  وجود نمینماییم!

 

 

جمعه کار واجبی پیش اومد و  یکدفعه جور شد  و گویا امام رضا طلبید و  برای چند ساعتی رفتیم مشهد و برگشتیم!   در اصل  از چند سال پیش تا حالا  راه قرض کرده بودیم!  بر دوشمان سنگینی میکرد.. رفتیم ادا کردیم و برگشتیم!

اولش که رفتیم  حرم ! برای اولین بار  با  هجوم اقوام  غار نشین و انسانها اولیه مواجه نشدیم! خیلی خلوت بود..  تصمیم گرفتیم  یک نفس عمیق بکشیم .. بدین منظور عمل دم را انجام دادیم!  هنوز به بازدم نرسیده بود که  چشمتون روز شلوغ نبینه!  هر چی شکوفه علم و دانش بود ٬از در و دیوار و آسمان و زمین بر ما نازل شد!   خدا رو شکر رنگهاشون متنوع بود( قرمز.. زرد.. سبز.. آبی..صورتی...  مداد رنگی ۲۴ رنگ!) و  احساس  کور رنگی نمیکردیم و به شانس خودمان کمتر  ناسزا میگفتیم!

ولی برام جالب بود که تمام کلاس اولی ها رو روز اول میارن حرم!!!   یاد کلاس اول خودم افتادم!!!

من روز اول  سال اول  که مدرسه رفتم  ۲ تا کلاس داشتیم! یکی معلمش موهای بلند قشنگی داشت و قیافه خوب و خوش تیپ و جوون و .. اون یکی  برعکسش بود!  من افتادم توی کلاسی که معلمش تیپ خفن داشت!.. تا چند وقت دوست نداشتم برم مدرسه!  دوست داشتم معلمم هر روز مانتوش رو عوض کنه و  ....    از بچگی  من ظاهر بین بودم! خاک بر سرم!  البته الان  خوفتر شدما!!  خیلی روی خودم کار کردم!

داشتم  از مشهد میگفتم:

 از حرم با شادمانی و نشاط اومدیم بیرون! !! بعدش بد تر شد!    در ماه مبارک رمضان بودیم و ما نا روزه!    حتی شیرهای آب رو هم تعطیل کرده بودن که یک وقت در ملا عام روزه خواری نشه!!  آب خوردن پیدا نمیشد! دیگه رستوران و غذا و اینا که هیچ!

پند  پدر بزرگانه: اگر شتر نیستید ٬ هیچ وقت توی ماه رمضون تصمیم نگیرین برین مسافرت داخلی!  حتی برای چند ساعت!!  چرا که      مسافرت = مرگ زودرس و جوان ناکام

البته بزرگان در ادامه  متذکر شده اند که  در این ماه مبارک سفر به تمام کره خاکی به جز ایران  بلا مانع است و ثواب دوچندان دارد و خدا خیرتان بدهد مادر!    ( الان این رییس جمهور عزیزمان هم  از این تبصره استفاده کرده و رفته برای روزه خواری!!!  البته اگر دیدید ایشان ۱۰-۱۵ روز  ماند برای این بوده که بتواند روزه هایش را کامل بگیرد!  نه هیچ دلیل دیگر!)

دیگه از بقیه سفر تعریف نمیکنم  که  نفهمید چه قدر خوش گذشته بوده!!   واقعا سفری به این رویایی در ذهن هیچ یک از انسانها نمیگنجد!  حسادت هم چیزه بدیه عزیزم!  به بابات بگو  تو رو هم ببره!...

پ.ن :  به جاهای باحالش که رسید دیگه حسش نبود بنویسم! 

پ . پ. ن :  امشب خوابم میاد!  فکرشو بکن!!!!

شاد باشید